|
*حاکم و رعیت (حاشیه ای بر رسم "بار عام" دادن احمدی نژاد)
*حاکم و رعیت (حاشیه ای بر رسم "بار عام" دادن احمدی نژاد)
از ویژگی های حاکمان و پادشاهان گذشته، یکی هم این بود که هر آندم که طبعشان می کشید و کیف شان کوک بود و کبک شان خروس می خواند و خلاصه ایام به کامشان بود و خوشی شان سر ریز می کرد، به یاد مردم می افتادند و برای اینکه وجهه «رحمانی» خویش را نیز به مردمان تحت الامرشان بنمایند به آنها «بار عام» می دادند،تا مشکلات و مصائب خویش بازگویند و با حل و فصل آنها،هم مردم از «سر خوشی»اش،«فیضی» برده باشند و هم خود حاکم با احساس «بزرگیی» که از این «مرحمت» به وی دست می دهد، شادی اش افزون گردد. مردم بیچاره هم چون به محضر «همایونی» می رسیدند، به این دلیل که هم «خاطر مبارک» مکدر نشود و هم اینکه مبادا جان شان در خطر افتد، در ابتدا چیزی جز مدح و ثنای «خداوندگار» عالم نتوانستن گفتن تا اگر این مدح و ثنا را به مذاق «قبله عالم» خوش آمد، آندم اندک اندک و نرم نرمک مشکلات خویش بازگو کنند که مگر پادشاه را رحمی آید و گوشه چشمی به ایشان کند. یا مشکل حل کند یا کیسه زری بخشش کند تا به مدد آن بتوان گره از مشکل باز کرد...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در جمعه هجدهم آبان 1386 و ساعت 22:15 ضرورت گذار از نام ها
ضرورت گذار از نام ها یکی از انتقادات درست و بجایی که بر روند تحزب در ایران گرفته می شود، این است که احزاب در ایران بجای این که در زایش قدرت اثر بگذارند و مولد قدرت باشند، خود زاییده و همزاد قدرت هستند. بدین معنی که جای «مادر» و «فرزند» عوض شده و «احزاب» زاییده و فرزند «قدرت» هستند. البته هستند معدود حزب یا احزابی که مدعی اند در دوران غربت و دوری از قدرت پا به عرصه وجود نهاده اند و بر پایه همین ادعا، حزب خویش را بهتر و نزدیکتر به معیار دموکراسی می پندارند، اما این سخن در واقع «ادعایی» بیش نیست و تشکیل این نوع احزاب نه در راه نهادینه کردن تحزب و دموکراسی، که به این دلیل بوده است که افراد بانی و موسس آن در تشکل های سابق شان تاثیرگذاری لازم را نداشته اند و به عناوین و دلایل مختلف ـ از جمله برنتافتن خرد جمعی ـ از سوی مجموعه پیشین خویش طرد و پس زده شده اند و بدین وسیله قصد آن دارند که با تشکیل مجموعه و حزبی جدید به نوعی به یاران سابق خویش «دهن کجی» کنند و به وسیله مجموعه تحت الامرشان از آنها «انتقام» کینه و کدورت های شخصی گذشته را بگیرند. این روند زایش در قدرت و یا زایش در غربت به دلیل انتقام، سبب شده است تا احزاب در ایران به نحوی افراطی و بیش از حد نگاهی معطوف به قدرت داشته باشند و باز این نگاه افراطی به قدرت موجب شده تا احزاب بیشتر حول محور اشخاص شکل بگیرند، و بدین صورت...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 17:18 |
|

